انسانی شدن علم و دین در فلسفه کانت | ||
| پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) | ||
| مقاله 5، دوره 3، شماره 1، 1384، صفحه 145-172 اصل مقاله (268.75 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30497/prr.2012.1191 | ||
| نویسنده | ||
| قدرت الله قربانی | ||
| پژوهشگر فلسفه در پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| کانت یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان غرب در دورة مدرنیته بر اندیشة فلسفی و نیز بر مسئلة علم و دین بوده است، اهمیت این مسئله از آنجاست که تاریخ فلسفه مدرن را میتوان به دو دوره ماقبل و مابعد کانت تقسیم کرد؛ زیرا بر اثر فلسفه کانت بود که نگرش جدید انسان به هستی، که از دکارت شروع شده بود و به کمال نهایی خود رسید تا آنجا که بعد از کانت، فلسفه و مابعدالطبیعه به مسیر جدیدی قدم گذاشتند که در این رهگذر علم و دین معنا و هویت جدیدی را به خود گرفتند. موضوعات اندیشة فلسفی کانت را از جهتی میتوان انسان، خدا و جهان و از جهتی دیگر علم، مابعدالطبیعه، اخلاق، دین و هنر دانست. در هر حال، کانت در آثار اساسی خود چون «نقد عقل محض»، «نقد عقل عملی و دین در محدوده عقل تنها»، انسان و تواناییهای او را محور اساسی پژوهش فلسفی خود قرار میدهد و این انسان دارای تواناییهای شناسایی، اخلاقی، دینی، هنری و غیره است که معرفت، اخلاق و دین برای ما در این پژوهش دارای اهمیت خاص است. کانت محور هستی را انسان قرار میدهد؛ زیرا او تقسیم عالم، فهم حقیقت، اخلاق، علم و دین را تنها در پرتو تواناییها و اراده و تکلیف انسان دارای معنا و اعتبار میداند که این همان علم و دین انسانمدار یا انسانی شدن علم و دین است. ضمن اینکه جهان واقعی این انسان نیز، همان جهان پدیداری و تجربی است؛ یعنی واقعیت دین و علم بیشتر در همین دنیای تجربی و تنها در حد و توانایی فهم و ارادة انسان دارای اعتبار و ارزش است. در نتیجه، برای انسان هیچ واقعیتی فراتر از دنیای مادی و خواستها و تواناییهای او وجود ندارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| انسانیت؛ علم؛ دین؛ پدیدارها؛ ناپدیدارها؛ احکام تألیفی پیشین؛ اخلاق | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 10,520 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,286 |
||
| تعداد نشریات | 19 |
| تعداد شمارهها | 564 |
| تعداد مقالات | 4,946 |
| تعداد مشاهده مقاله | 11,275,248 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,681,608 |