نقش ضرورت در مواجهه با مسئلۀ شر در فلسفۀ افلاطون | ||
| پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) | ||
| مقاله 10، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 31، اردیبهشت 1397، صفحه 197-210 اصل مقاله (392.02 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30497/prr.2018.2336 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد فیروزکوهی1؛ علی اکبر احمدی افرمجانی* 2 | ||
| 1دانشآموختۀ دکتری فلسفۀ دین، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| افلاطون در مواجهه با مسئله شر بیش از هر چیز میکوشید تا تنزه و تعالی خیر و مثل را از دخالت در ایجاد شر حفظ کند. از این رو جز این که سبب برخی شرور را خود آدمیان برمیشمرد، از عنصری به نام ضرورت سخن میگوید که در کنار عقل در کیهان و ساماندهی آن نقش میآفریند. وجود ضرورت به مثابه مانع و مزاحمی در مسیر کار عقل، تبیینی برای بروز نظاممند شر در جهان است. در واقع افلاطون برای یافتن راهحل بار دیگر به ثنویت روی میآورد. در این نگرش خیر میخواهد جهان را تا جایی که برایش مقدور است بدون نقص بیافریند و تا جایی که کار به دست عقل است امور بر مدار خیر میگردد، ولی ضرورت با دخالت خود در این روند اخلال میکند. در این مقاله میکوشیم با تبیین و تحلیل ضرورت، نقشهایی که میآفریند، انواع شر، عناصری مانند ایده خیر و دمیورژ در نسبت با ضرورت، نشان دهیم که افلاطون به رغم کوششهای فراوان نتوانسته از زیر بار سنگین ثنویتی که در جایجای فلسفه او به چشم میخورد شانه خالی کند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| افلاطون؛ ضرورت؛ شر؛ ثنویت؛ دمیورژ | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,532 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 937 |
||
| تعداد نشریات | 19 |
| تعداد شمارهها | 562 |
| تعداد مقالات | 4,911 |
| تعداد مشاهده مقاله | 11,164,563 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,582,381 |