بررسی و حل تعارضنمای معرفت فطری در قرآن | ||
| پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) | ||
| مقاله 9، دوره 22، شماره 2 - شماره پیاپی 44، آذر 1403، صفحه 155-176 اصل مقاله (974.33 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30497/prr.2024.245235.1869 | ||
| نویسندگان | ||
| مهدی عباسزاده1؛ رمضان علیتبار2؛ زهره زارعی* 3 | ||
| 1دانشیار گروه معرفت شناسی و علوم شناختی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ایران. | ||
| 2دانشیار گروه منطق فهم دین، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ایران. | ||
| 3دانشآموخته دکتری حکمت متعالیه، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| برخی فلاسفه غربی معتقدند حقایقی در نفس انسان وجود دارد که گویی انسان آن را از جهان دیگری با خود به همراه آورده و پیش از تولد دنیوی واجد آنها بوده یا به نحو دیگری در سرشت انسان نهاده شدهاند. طبعاً این حقایق، از جهت هستیشناختی، از تجربه نشئت نگرفتهاند. معرفت به چنین حقایقی «معرفت فطری» نام دارد. اما عمده فلاسفه اسلامی، ضمن پذیرش اصل «فطرت» در انسان، فطری بودن معرفت را رد کردهاند. در قرآن نیز، صریح برخی آیات دال بر عدم فعلیت معرفت فطری است، لیکن ظاهر آیات دیگر به نحوهای از فعلیت معرفت فطری اشارت دارد. مدعای نوشتار حاضر این است که تعارضنمای فوق را به دو شیوه میتوان برطرف کرد: (1) اخذ ظاهر آیات دسته نخست و تأویل آیات دسته دوم به نفع آیات دسته نخست (شیوه تفسیری)؛ (2) تفکیک علم حصولی و علم حضوری، به این معنا که آیات دسته نخست در مقام تبیین علم حصولی است و آیات دسته دوم در مقام تبیین علم حضوری (شیوه فلسفی). نتیجه این که از منظر تفسیری، معرفت فطری در بدو خلقت به نحو بالفعل حاصل نیست، و در منظر فلسفی، معرفت فطری صرفاً ناظر به علم حصولی (که عمده علوم بشری را در بر میگیرد) به نحو بالفعل حاصل نیست، ولی ناظر به علم حضوری به نحو بالفعل حاصل است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| قرآن؛ معرفت فطری؛ تفسیر؛ فلسفه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 643 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,677 |
||
| تعداد نشریات | 19 |
| تعداد شمارهها | 564 |
| تعداد مقالات | 4,951 |
| تعداد مشاهده مقاله | 11,300,719 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 6,707,203 |